شیعیان

  • کد نمایش افراد آنلاین
  • شیعیان

    وبلاگ نرم افزار ها و طراحی های رایگان و مطالب خواندنی شیعی

    آخرین نظرات
    نویسندگان
    ۱۸
    مرداد ۹۲

    فلسفه آفرینش شیطان چه بوده است؟

    آیا لازم بود شیطان آفریده شود؟

    اگر شیطان نبود ،ما گناه میکردیم؟

    صلوات بر پیامبر اسلام و آل ایشان

     

    آدم با آن مقامى که خدا در آیات سوره مبارکه بقره براى او بیان می‌کند مقام والایى از نظر معرفت و تقوا داشت، او نماینده خدا در زمین بود، معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائکه بزرگ خدا گردید، این آدم با این امتیازات مسلماً گناه نمى‏کند، بعلاوه مى‏دانیم او پیامبر بود و هر پیامبرى معصوم است.

    فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا کانا فِیهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِینٍ (بقره ۳۶)

    پس شیطان آن دو را به لغزش انداخت و آنان را از باغى که در آن بودند، خارج ساخت و (در این هنگام به آن‌ها) گفتیم: فرود آیید در حالى که بعضى شما دشمن برخى دیگر است و براى شما در زمین قرارگاه و تا وقتى معیّن بهره و برخوردارى است.

    گناه آدم چه بود؟

    روشن است آدم با آن مقامى که خدا در آیات  قبلی سوره مبارکه بقره براى او بیان کرد مقام والایى از نظر معرفت و تقوا داشت، او نماینده خدا در زمین بود، معلم فرشتگان بود، او مسجود ملائکه بزرگ خدا گردید، این آدم با این امتیازات مسلماً گناه نمى‏کند، بعلاوه مى‏دانیم او پیامبر بود و هر پیامبرى معصوم است.

    لذا این سؤال مطرح مى‏شود آنچه از آدم سر زد چه بود؟

    در اینجا سه تفسیر وجود دارد که مکمل یکدیگرند :

    ۱- آنچه آدم مرتکب شد” ترک اولى” و یا به عبارت دیگر” گناه نسبى” بود نه” گناه مطلق”.

    گناه مطلق گناهانى است که از هر کس سر زند گناه است و درخور مجازات (مانند شرک و کفر و ظلم و تجاوز) و گناه نسبى آن است که گاه بعضى اعمال مباح و یا حتى مستحبّ درخور مقام افراد بزرگ نیست، آن‌ها باید از این اعمال چشم بپوشند، و به کار مهم‌تر پردازند، در غیر این صورت ترک اولى کرده‏اند، برای مثال نمازى را که ما میخوانیم قسمتى از آن با حضور قلب و قسمتى بى حضور قلب مى‏گذرد درخورشان ما است، این نماز هرگز درخور مقام شخصى همچون پیامبر و على (علیهماالسلام) نیست، او باید سراسر نمازش غرق در حضور در پیشگاه خدا باشد، و اگر غیر این کند حرامى مرتکب نشده اما ترک اولى کرده است.

    آدم نیز سزاوار بود از آن درخت نخورد هر چند براى او ممنوع نبود بلکه” مکروه” بود.

    ۲- نهى خداوند در اینجا نهى ارشادى است، یعنى همانند دستور طبیب که مى‏گوید: فلان غذا را نخور که بیمار مى‏شوى، خداوند نیز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوع بخورى از بهشت بیرون خواهى رفت، و به درد و رنج خواهى افتاد، بنا بر این آدم مخالفت فرمان خدا نکرد، بلکه مخالفت نهى ارشادى کرد.۳- اساساً بهشت جاى تکلیف نبود بلکه دورانى بود براى آزمایش و آمادگى آدم براى آمدن در روى زمین و این نهى تنها جنبه آزمایشى داشت.

    بدیهى است منظور این نیست که: شیطان در همه جا به این معنى باشد، بلکه منظور این است که: شیطان معانى مختلفى دارد، که یکى از مصداقهاى روشن آن” ابلیس” و لشکریان و اعوان او است: و مصداق دیگر آن انسانهاى مفسد و منحرف کننده، و احیانا در پاره‏اى از موارد به معنى میکربهاى موذى آمده است

    مقصود از شیطان در قرآن چیست؟

    کلمه” شیطان” از ماده” شطن” گرفته شده، و” شاطن” به معنى” خبیث و پست” آمده است و شیطان به موجود سرکش و متمرد اطلاق مى‏شود، اعم از انسان‏ و یا جن و یا جنبندگان دیگر، و به معنى روح شریر و دور از حق، نیز آمده است، که در حقیقت همه اینها به یک قدر مشترک بازگشت مى‏کنند.

    البته باید ذکر کنیم که ” شیطان” اسم عام (اسم جنس) است، در حالى که” ابلیس” اسم خاص (علم) مى‏باشد، و به عبارت دیگر” شیطان” به هر موجود موذى و منحرف کننده و طاغى و سرکش، خواه انسانى یا غیر انسانى مى‏گویند، و ابلیس نام آن شیطان است که آدم را فریب داد و اکنون هم با لشکر و جنود خود در کمین آدمیان است.

    از موارد استعمال این کلمه در قرآن نیز بر مى‏آید که شیطان به موجود موذى و مضر گفته مى‏شود، موجودى که از راه راست بر کنار بوده و در صدد آزار دیگران است، موجودى که سعى مى‏کند ایجاد دودستگى نماید، و اختلاف و فساد به راه اندازد، چنان که مى‏خوانیم:

    ” إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ …،”:

    ” شیطان مى‏خواهد بین شما دشمنى و بغض و کینه ایجاد کند …” (مائده: ۹۱)

    با توجه به اینکه کلمه” یرید” فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد حاکى از این معنى است که این اراده، اراده همیشگى شیطان است.

    و از طرفى مى‏بینیم که در قرآن نیز شیطان به موجود خاصى اطلاق نشده، بلکه حتى به انسان‌های شرور و مفسد نیز اطلاق گردیده است. آنجا که مى‏خوانیم:

    ” وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ” ؛

    ” بدینگونه ما براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انسانى و یا جن قرار دادیم” (انعام: ۱۱۲)

    و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است که در او وجود دارد.

    علاوه بر اینها گاهى کلمه شیطان بر” میکربها” نیز اطلاق شده به عنوان نمونه امیر مؤمنان (علیه السلام) مى‏فرمایند: لا تشربوا الماء من ثلمة الاناء و لا من عروته، فان الشیطان یقعد على العروة و الثلمة “:” از قسمت شکسته و طرف دستگیره ظرف، آب نخورید، زیرا شیطان بر روى دستگیره و قسمت شکسته شده ظرف مى‏نشیند” (کافى جلد ۶ کتاب الاطعمة و الاشربة، باب الاوانى)

    و نیز امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید:” و لا یشرب من اذن الکوز، و لا من کسره ان کان فیه فانه مشرب الشیاطین‏ ” (کافى جلد ۶ کتاب الاطعمة و الاشربة، باب الاوانى )” از دستگیره و قسمت شکسته کوزه آب مخورید که جایگاه آشامیدن شیطانها است”.

    از قول پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم:” موهاى شارب (سبیل) خویش را بلند مگذارید، زیرا شیطان آن را محیط امن براى زندگى خویش قرار مى‏دهد، و در آنجا پنهان مى‏گردد” (کافى جلد ۶ کتاب الاطعمة و الاشربة، باب الاوانى) به این ترتیب روشن شد که یکى از معانى شیطان میکربهاى زیانبخش و مضر است.

    ولى بدیهى است منظور این نیست که: شیطان در همه جا به این معنى باشد، بلکه منظور این است که: شیطان معانى مختلفى دارد، که یکى از مصداقهاى روشن آن” ابلیس” و لشکریان و اعوان او است: و مصداق دیگر آن انسانهاى مفسد و منحرف کننده، و احیانا در پاره‏اى از موارد به معنى میکربهاى موذى آمده است.

    کلمه” شیطان” از ماده” شطن” گرفته شده، و” شاطن” به معنى” خبیث و پست” آمده است و شیطان به موجود سرکش و متمرد اطلاق مى‏شود، اعم از انسان‏ و یا جن و یا جنبندگان دیگر، و به معنى روح شریر و دور از حق، نیز آمده است، که در حقیقت همه اینها به یک قدر مشترک بازگشت مى‏کنند.

    چرا خدا شیطان را آفرید؟

    بسیارى مى‏پرسند شیطان که موجود اغواگرى است اصلا چرا آفریده شد و فلسفه وجود او چیست؟!

    در پاسخ مى‏گوئیم :

    اولا: خداوند شیطان را، شیطان نیافرید، به این دلیل که سالها همنشین‏ فرشتگان و بر فطرت پاک بود، ولى بعد از آزادى خود سوء استفاده کرد و بناى طغیان و سرکشى گذارد، پس او در آغاز پاک آفریده شد و انحرافش بر اثر خواست خودش بود.

    ثانیا: از نظر سازمان آفرینش وجود شیطان براى افراد با ایمان و آنها که مى‏خواهند راه حق را بپویند زیانبخش نیست، بلکه وسیله پیشرفت و تکامل آنها است، چرا که پیشرفت و ترقى و تکامل، همواره در میان تضادها صورت مى‏گیرد.
    به عبارت روشنتر: انسان تا در برابر دشمن نیرومندى قرار نگیرد هرگز نیروها و نبوغ خود را بسیج نمى‏کند و بکار نمى‏اندازد، همین وجود دشمن نیرومند سبب تحرک و جنبش هر چه بیشتر انسان و در نتیجه ترقى و تکامل او مى‏شود. یکى از فلاسفه بزرگ تاریخ معاصر” تواین‏بى” مى‏گوید: “هیچ تمدن درخشانى در جهان پیدا نشد، مگر این که، ملتى مورد هجوم یک نیروى خارجى قرار گرفت و بر اثر این تهاجم نبوغ و استعداد خود را بکار انداخت و آن چنان تمدن درخشانى را پى‏ریزى کرد”.

    پیام‏های آیه :

    ۱ ـ خطر شیطان، براى بزرگان نیز هست. او به سراغ آدم و حوّا آمد. «فَأَزَلَّهُمَا»

    ۲ـ شیطان، دشمن دیرینه‏ى نسل بشر است. زیرا از روز اوّل به سراغ پدر و مادر ما رفت. «فَأَزَلَّهُمَا»

    ۳ـ انسان به خودى خود، جایز الخطا و وسوسه‏پذیر است. «فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ»

    ۴ـ هر انسانى به خاطر استعدادها و لیاقت‏هایى که دارد بهشتى است، ولى خلاف‏ها او را سقوط مى‏دهد. «فَأَخْرَجَهُما۵

    ۵ ـ از نافرمانى خداوند و عواقب تلخ وسوسه‏هاى ابلیس، عبرت بگیریم. تحت نفوذ شیطان قرار گرفتن، برابر با خروج از مقامات الهى و محرومیّت از آنهاست. «فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطانُ») ( «فَأَخْرَجَهُما»)

    ۶ـ  زندگى دنیا، موقّتى است. «إِلى‏ حِینٍ»

    منابع:

    ۱-  تفسیر نورج ۱

    ۲-  تفسیر نمونه ج ۱

    ۳-  کافی ج ۶

    نظرات  (۰)

    هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی